نجوم در ادبیات (17)

بنام خداوند خورشيد و ماه            كه دل را بنامش خرد داد راه‏ خداوند كيوان و گردان سپهر            فروزنده ماه و ناهيد و مهر ز نام و نشان و گمان برترست            نگارنده برشده پيكرست‏ به بينندگان آفريننده را                 نبينى مرنجان دو بيننده را نيابد بدو نيز انديشه راه            كه او برتر از نام و از جايگاه‏ خداوند هستى و هم راستى            نخواهد ز تو كژّى و كاستى‏ خداوند بهرام و كيوان و شيد            ازويم نويد و بدويم اميد ستودن مر او را ندانم همى            از انديشه جان بر فشانم همى‏ ازو گشت پيدا مكان و زمان            پى مور بر هستى‏ء او نشان‏ ز گردنده خورشيد تا تيره خاك            دگر باد و آتش همان آب پاك‏ بهستى‏ء يزدان گواهى دهند            روان ترا آشنايى دهند ز هرچ آفريدست او بى‏نياز            تو در پادشاهيش گردن فراز ز دستور و گنجور و از تاج و تخت            ز كمّى و بيشى و از ناز و بخت‏ همه بى‏نيازست و ما بنده‏ايم            بفرمان و رايش سر افگنده‏ايم فردوسی ادامه مطلب...
تیر:نخستین سیاره ی منظومه ی شمسی است او را دبیر فلک می دانند در پهلوی به (نیشتر) که به ستاره ی شعرای یمانی اطلاق می شود. فرشته ی مزبور نگهبان باران است و به کوشش او باران جاری شود و زمین سیراب گردددر اوستا: تیشتر آمده و در پهلوی همچنین است بدیهی است که (تیر) تغییر کرده (تیشتر) است ماه چهارم سال خورشیدی ایرانی و روز سیزدهم هر ماه است کنارنگ گوید: به ماه چهارم ز ایزد بخواه            که باران بیاید در آن روز و گاه ناهید:نام ناهید در اوستا ب گونه اناهیت می باشد این نام از دو بهر ساخته شده است. بهر نخست که از ادات نفی است و بهر دوم آهیت یعنی چرکین و پلید همین کلمه است که در پهلوی آهک (آهوک) و در زبان فارسی آهو گردیده و به معنی عیب و نقص گرفته اند چون کلمه ی آهیت مصدر است به «آ» بنا به قعده ی کلی یک حرف نون به «ا» افزوده و گفتند اناهیت؛چنانکه از کلمه ی ایران،انایران (مملکت خارجه) ساخته شد.بنا بر این اناهیت یعنی پاک و بی آلایش،این صفت بسا برای فرشتگان و اشیاء  استعمال شده است. قالبا مهر و تشتر (تیر) و هوم و برسم و آبزور و فروغ و...در اوستا به صفت اناهیت یا به صفت پاکی و بی آلایشی صفت گرفته شده استکلمه ی ناهید در نام فرشته ی آب نیز به کار رفته و از او در اوستا به نام اردوی سور اناهیت نام برده شده است و البته سياره ى ناهيد نماد فرشته ى نگهبان بر آب ها است. منبع: کتاب يشتها .ج 1،ص 164-166نقل به اختصار   زمین:سومین سیاره ی منظومه ی خورشیدی است در اوستان «زم» بوده است که تغییر یافته ی آن زمین است زمیک در پهلوی ریشه ی آن است و به معنی خاک. منبع: واژه نامه ی دهخدا   بهرام (مریخ):چهارمین سیاره ی منظومه ی خورشیدی است نام روز بیستم از هر ماه خورشیدی ایرانی. نام فرشته ی نگهبان مردم نیز هست. مریخ سرخ رنگ است و دال بر خونریزی،خصومت و ظلم است ز بهرام گردون به بهرام روز       دلی را بساز و عدو را بسوزشاهنامه (فردوسی) مشتری (برجیس): سیاره ی ششم از منظومه ی خورشیدی است. برجیس و مشتری هر دو کلماتی فارسی هستند و نام هندی آن «برهسپ» است. در اساطیر یونان، پدر و پیشوای خدایان آن دوره بوده است. او پدر خود،کیوان (زحل) را بر انداخت و بر تیتان ها غالب شد. دریا را به نپتون و دوزخ را به پلوتون داد و زمین را برای خود نگه داشت فروزنده چون مشتری بر سپهر         همه جای شادی آرام و مهرشاهنامه (فردوسی) کیوان: سیاره ی هفتم از منظومه ی خورشیدی است. بسیار زیباست.«کی» به معنای بزرگ و «وان» به معنای مانند و نماد درخشندگی است خروش سواران و اسبان به دشت        ز بهرام و کیوان همی برگذشتشاهنامه (فردوسی) گرد آورنده:محمد مهدی قنبری (کنارنگ) ادامه مطلب...
این بیت شعر ها مربوط به شاهنامه ی فردوسی می باشدلازم به ذکر است بیت های این شعر پشت سر هم نیست...تناه از هر قسمت که یکی از اسامی نجوم مانند ماه،فلک،کیوان و یا...آمده بود من آنرا در این قسمت گذاشتم: چو خورشید بر چرخ بنمود تاج                           پدید زمین شد به کردار تابنده عاجچه گویم که خورشید تابان که بود                     کزو در جهان روشنایی فزودابوالقاسم آن شاه پیروزبخت                            نهاد از بر تاج خورشید تختکه این چرخ و ماه است یا تاج و گاه                    ستارست پیش اندرش یا سپاهخداوند کیوان و بهرام و هور                               که هست آفریننده​ی پیل و مورکنون از خداوند خورشید و ماه                            ثنا بر روان منوچهر شاهبرین نیز بگذشت چندی سپهر                            نه با نوذر آرام بودش نه مهر منبع: نجومی ادامه مطلب...
بنام خداوند خورشيد و ماه            كه دل را بنامش خرد داد راه‏ خداوند كيوان و گردان سپهر            فروزنده ماه و ناهيد و مهر ز نام و نشان و گمان برترست            نگارنده برشده پيكرست‏ به بينندگان آفريننده را                 نبينى مرنجان دو بيننده را نيابد بدو نيز انديشه راه            كه او برتر از نام و از جايگاه‏ خداوند هستى و هم راستى            نخواهد ز تو كژّى و كاستى‏ خداوند بهرام و كيوان و شيد            ازويم نويد و بدويم اميد ستودن مر او را ندانم همى            از انديشه جان بر فشانم همى‏ ازو گشت پيدا مكان و زمان            پى مور بر هستى‏ء او نشان‏ ز گردنده خورشيد تا تيره خاك            دگر باد و آتش همان آب پاك‏ بهستى‏ء يزدان گواهى دهند            روان ترا آشنايى دهند ز هرچ آفريدست او بى‏نياز            تو در پادشاهيش گردن فراز ز دستور و گنجور و از تاج و تخت            ز كمّى و بيشى و از ناز و بخت‏ همه بى‏نيازست و ما بنده‏ايم            بفرمان و رايش سر افگنده‏ايم ادامه مطلب...
گفتن به نام خداوند بخشنده مهربان در زبان نظامی شاعر بزرگ ایران اینگونه است: اي جهان ديده بود خويش از تو                 هيچ بودي نبوده پيش از تو در بدايت بدايت همه چيز                         در نهايت نهايت همه چيز اي برآرنده سپهر بلند                             انجم افروز و انجمن پيوند آفريننده خزاين جود                                مبدع و آفريدگار وجود سازمند از تو گشته کار همه                     اي همه و آفريدگار همه هستي و نيست مثل و مانندت                 عاقلان جز چنين ندانندت روشني پيش اهل بينائي                        نه به صورت به صورت آرائي به حياتست زنده موجودات                       زنده ليک از وجود تست حيات اي جهان را ز هيچ سازنده                       هم نوا بخش و هم نوازنده نام تو کابتداي هر نامست                       اول آغاز و آخر انجامست ادامه مطلب...
آذر بهرامیان- پژوهش و تحقیق پیرامون شاهنامه همواره مهم و بحث برانگیز بوده است، اما نباید از این نکته غافل شد که در کنار پرداختن به ادبیات، آشنایی با دانش‌های نو نیز می‌تواند به شاهنامه پژوهان کمک فراوانی کند. ماه گذشته دکتر فریدون جنیدی، خبر از تصحیح شاهنامه توسط خود داده بودند و اعلام کرده بودند که چند بیت از شاهنامه را متعلق به فردوسی ندانسته‌اند و در نتیجه این ابیات را حذف کرده‌اند. این ابیات که از زبان رستم فرخزاد بیان می‌شود متعلق به زمان حمله اعراب به ایران است: ز بهرام و زهره ست ما را گزند نشاید گذشتن ز چرخ بلند همان تیر و کیوان برابر شده ست عطارد به برج دو پیکر شده است ادامه مطلب...
برای این بار شعری از حافظ را آورده ایم که به زیبایی هر چه تمام تر از زیبایی های آسمان در شعر خود و رساندن مفهیم عمیق آن بهره می برد و این زیبایی است که فقط در شعر بزرگان دیده می شود ادامه مطلب...
پادشاهی کیومرث سی سال بود چو آمد به برج حمل آفتاب جهان گشت با فر و آیین و آب بتابید از آن سان ز برج بره که گیتی جوان گشت از آن یکسره ادامه مطلب...
شعری از منوچهری که به زیبایی آسمان را تشریح می کند این شعر که ادامه آورده خواهد شد در مدح علی بن محمد می باشد. در ابتدا شاعر به توصیف شبی می پردازد که بسیار جالب می باشد منبع: شعر شبی گیسو فروهشته به دامن              پلاسین معجر و قیرینه گرزن بکردار زنی زنگی که هرشب                 بزاید کودکی بلغاری آن زن کنون شویش بمرد و گشت فرتوت          از آن فرزند زادن شد سترون شبی چون چاه بیژن تنگ و تاریک           چو بیژن در میان چاه او من ثریا چون منیژه بر سر چاه                    دو چشم من بدو چون چشم بیژن همی‌برگشت گرد قطب جدی                چو گرد بابزن مرغ مسمن بنات النعش گرد او همی‌گشت              چو اندر دست مرد چپ فلاخن دم عقرب بتابید از سر کوه                    چنانچون چشم شاهین از نشیمن یکی پیلستگین منبر مجره                    زده گردش نقط از آب روین نعایم پیش او چون چار خاطب                به پیش چار خاطب چار مؤذن مرا در زیر ران اندر کمیتی                     کشنده نی و سرکش نی و توسن عنان بر گردن سرخش فکنده                چو دو مار سیه بر شاخ چندن دمش چون تافته بند بریشم                  سمش چون ز آهن پولاد هاون همی‌راندم فرس را من به تقریب            چو انگشتان مرد ارغنون زن سر از البرز برزد قرص خورشید               چو خون‌آلوده دزدی سر ز مکمن ادامه مطلب...
توصیف شب از زبان نظامی و شناخت دل چون سپر انداختن آفتاب گشت زمین را سپر افکن بر آب گشت جهان از نفسش تنگ‌تر وز سپر او سپرک رنگ‌تر با سپر افکندن او لشگرش تیغ کشیدند به قصد سرش گاو که خرمهره بدو در کشند چونکه بیفتد همه خنجر کشند طفل شب آهیخت چو در دایه دست زنگله روز فراپاش بست از پی سودای شب اندیشه ناک ساخته معجون مفرح ز خاک خاک شده باد مسیحای او آب زده آتش سودای او شربت و رنجور به هم ساخته خانه سودا شده پرداخته ریخته رنجور یکی طاس خون گشته ز سر تا قدم انقاس گون رنگ درونی شده بیرون نشین گفته قضا کان من الکافرین هر نفسی از سر طنازیی بازی شب ساخته شب بازیی گه قصب ماه گل آمیز کرد گاه دف زهره درم ریر کرد ادامه مطلب...
صفحه1 از2

کانون نجوم زاوش در یک نگاه

  باشگاه نجوم کانون علوم در فرهنگسرای بهمن از سال 1379 با تشکیل کلاسهای آموزشی در دوره های مقدماتی و متوسطه برای گروههای سِنّی مختلف شروع به کار نمود. فعالیت رشته نجوم از همان سال 1379 به دبیری آقای مهندس عتیقی شروع شد و از ابتدای نیمه دوم سال 1381 با فراخوانی دوباره اعضاء، باشگاه شکل گرفت و از اواخر سال 1381 با نام «باشگاه نجوم زاوُش» رسمیت بیشتری یافت، و بیش ازگذشته با جدیت تمام به برنامه های نجومی پرداخت. چنانچه تا کنون 23 نشست علمی در زمینه های مختلف علم نجوم برگزارکرده است.   از سال  1384هم باشگاه نجوم به دبیری بنده مرحله جدیدی را شروع کرده است. و اکنون یکی ازفعالترین باشگاههاست. اما در این بین با برگزیدن اهدافی  بر آنست که روح جستجوگری در افرادعلاقه مند به نجوم اغناء شود و مسیر زندگی عادی تنوع بیشتری یابد.  

دبیر کانون نجوم زاوش

علیرضا ولیاری

فعالیت های کانون

از جمله خدماتی که در کانون نجوم زاوش ارائه می گردد،می توان به جلسات هفتگی اشاره نمود که روز یکشنبه هر هفته برگزارمیگردد. و برگزاری نشستهای علمی رصد رویدادهای نجومی "کسوف،گذر سیارات..." اجرای شب های رصدی برگزارنمودن شامگاه های رصدی رصد هلالهای ماه های قمری بر روی برج نجومی و...   

علیرضا  ولی یاری