مولودکعبه

میلاد با سعادت مولود کعبه، یاور پیامبر، ناطق قرآن، دستگیر یتیمان، همسر فاطمه سلام الله علیها ، اولین مولود کعبه، آخرین مولود کعبه، حضرت علی علیه السلام گرامی باد.

مولوی یکی از بزرگان اهل سنت در شعری زیبا:
تا صورت پيوند جهان بود،علي بود
تا نقش زمين بود و زمان بود ، علي بود
شاهي كه ولي بود و وصي بود ، علي بود
سلطان سخاو كرم و وجود ، علي بود
هم آدم هم شيث و هم ايوب وهم ادريس
هم يوسف و هم يونس و هم هود ، علي بود
هم موسي و هم عيسي و هم حضر و هم الياس
هم صالح پيغمبر و داود ، علي بود
مسجود ملايك كه شد آدم ز علي شد
آدم چو يكي قبله و مسجود ، علي بود
آن عارف سجاد كه خاك درش از قدر
بر كنگره عرش بيفزود ، علي بود
هم اول و هم آخر و هم ظاهر و باطن
هم عابد و هم معبد و معبود ، علي بود
آن لحمك لحمي بشنو تا كه بداني
آن يار كه او نفس نبي بود ، علي بود
موسي و عصا و يد بيضا و نبوت
در مصر به فرعون كه بنمود ، علي بود
چندان كه در آفاق نظر كردم ديدم
از روي يقين در همه موجود، علي بود
خاتم كه در انگشت سليمان نبي بود
آن نور خدايي كه بر او بود ، علي بود
آن شاه سرافراز كه اندر شب معراج
با احمد مختار يكي بود ، علي بود
آن كاشف قرآن كه خدا در همه قرآن
كردش صفت عصمت و بستود ، علي بود
اين كفر نباشد ، سخن كفر نه اينست
تا هست علي باشد و تا بود ، علي بود
آن قلعه گشايي كه در حلقه خيبر
بركند به يك حمله و بگشود ، علي بود
آن گرد سرافراز كه اندر ره اسلام
تا كار نشد راست نياسود ،علي بود
آن شير دلاور كه براي طمع نفس
بر خوان جهان پنجه نيالود، علي بود
سر دو جهان جمله ز پنهان و زپيدا
شمس الحق تبريز كه بنمود ، علي بود.

-----------------------

فردوسی:
خداوند جوی می و انگبین
همان چشمه ی شیر و ماء و یقین
اگر چشم داری به دیگر سرای
به نزد نبی و علی گیر جای
گرت زین بد آید گناه منست
چنین است و این دین و راه من است
برین زادم و هم برین بگذرم
چنان دان که خاک پی حیدرم
دلت گر به راه خطا مایلست
ترا دشمن اندر جهان خود دلست
نباشد جز از بی پدر دشمنش
که یزدان به آتش بسوزد تنش
نگر تا نداری به بازی جهان
نه برگردی از نیکی ات پی همرهان
همه نیکی ات باید آغاز کرد
چو با نیکنامان بوی همنورد
از این در سخن چند رانم همی
همانا کرانش ندانم همی
شاعر: فردوسي
-----------------------

------------------------
شهریار:

شب و على
على آن شیر خدا شاه عرب
الفتى داشته با آن دل شب
شب ز اسرار على آگاهست
دل شب محرم سر الله است
شب على دید و به نزدیکى دید
گرچه او نیز به تاریکى دید
شب شنفته است مناجات على
جوشش چشمه عشق ازلى
شاه را دید و به نوشینى خواب
روى بر سینه دیوار خراب
قلعه بانى که به قصر افلاک
سر دهد ناله زندانى خاک
اشگبارى که چون شمع بیزار
میفشاند زر و میگرید زار
دردمندى که چولب بگشاید
در و دیوار به زنهار آید
کلماتى چون در آویزه گوش
مسجد کوفه هنوزش مدهوش
فجر تا سینه آفاق شکافت
چشم بیدار على خفته نیافت
روزه‏دارى که به مهر اسحار
بشکند نان جوین افطار
ناشناسى که بتاریکى شب
میبرد شام یتیمان عرب
پادشاهى که به شب برقع پوش
میکشد بار گدایان بر دوش
تا نشد پردگى آن سر جلى
نشد افشا که على بود على
شاهبازى که ببال و پر راز
میکند در ابدیت پرواز
شهسوارى که ببرق شمشیر
دردل شب بشکافد دل شیر
عشقبازى که هم آغوش خطر
خفت در جایگه پیغمبر
آن دم صبح قیامت تاثیر
حلقه در شد از او دامنگیر
دست در دامن مولا زد در
که على بگذر و از ما مگذر
شال شه واشد و دامن بگرو
زینبش دست‏بدامان که مرو
شال مى‏بست و ندائى مبهم
که کمر بند شهادت محکم
پیشنوائى که ز شوق دیدار
میکند قاتل خود را بیدار
ماه محراب عبودیت‏حق
سر به محراب عبادت مشتق
میزند پس لب او کاسه شیر
میکند چشم اشارت باسیر
چه اسیرى که همان قاتل اوست
تو خدائى مگر اى دشمن دوست
در جهانى همه شور و همه شر
ها على بشر کیف بشر
کفن از گریه غسال خجل
پیرهن از رخ وصال خجل
شبروان مست ولاى تو على
جان عالم بفداى تو على
شاعر: محمد حسین بهجت (شهریار)
-----------------------

علي اي هماي رحمت تو چه آيتي خدا را  
که به ما سوا فکندي همه سايه هما را
دل اگر خداشناسي همه در رخ علي بين 
به علي شناختم من به خدا قسم خدا را
به خدا که در دو عالم اثر از فنا نماند
چو علي گرفته باشد سر چشمه بقا را
مگر اي سحاب رحمت تو بباري ار نه دوزخ 
به شرار قهر سوزد همه جان ما سوا را
برو اي گداي مسکين در خانه علي زن 
که نگين پادشاهي دهد از کرم گدا را
به جز از علي که گويد به پسر که قاتل من
چو اسير توست اکنون به اسير کن مدارا
به جز از علي که آرد پسري ابولعجائب
که علم کند به عالم شهداي کربلا را
چو به دوست عهد بندد زميان پاکبازان 
چو علي که مي تواند که بسر برد وفا را
نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت
متحيرم چه نامم شه ملک لا فتي را
به دوچشم خونفشانم هله اي نسيم رحمت
که زکوي او غباري به من آر توتيا را
به اميد آن که شايد برسد به خاک پايت
چه پيامها سپردم همه سوز دل صبا را
چو تويي قضاي گردان به دعاي مستمندان
که زجان ما بگردان ره آفت قضا را
چه زنم چو ناي هر دم زنواي شوق او دم
که لسان غيب خوشتر بنوازد اين نوا را
همه شب در اين اميدم که نسيم صبحگاهي
به پيام آشنايي بنوازد آشنا را
زنواي مرغ ياحق بشنو که در دل شب
غم دل به دوست گفتن چه خوشست شهريارا 


دلا باید که هردم یاعلی گفت                 نه هردم بلکه دمادم یاعلی گفت
دومومن راببین وقت ملاقات                   زبانی هردوباهم یاعلی گفت
دمی که روح برآدم دمیدن                      زخاک برخاست آدم یاعلی گفت
به ابراهیم آتش شد گلستان                  به جای اسم اعظم یاعلی گفت
عصادردست موسی اژدهاشد                کلیم آنجا مسّلم یاعلی گفت
نمی شد زنده هرگز جان میّت                یقین عیسی بن مریم یاعلی گفت
علی درکعبه بردوش محمد                     قدم بنهاد آن دم یاعلی گفت
به فرقش کی اثرمیکردشمشیر                 شنیدم ابن ملجم یاعلی گفت

و اینک ما شیعیان علی علیه السلام، در انتظار فرزند اوییم، که بیاید و عدل پدر خویش را به جهانیان بنمایاندتا تمامی جهان در صلح و شادمانی به سر برد تا مردگان آرزوی زندگی دوباره کنند تا جهان طعم شیرین خدا پرستی را بچشد تا آسمان نعمت هایش را بر زمین عرضه کند و زمین میوه هایش را به انسانیت ببخشد تا جنگ ها فروکش کند و گرسنه ای در جهان نباشد تا زمین معنای عدل را بفهمد و با هم در روز میلادش برای آمدن فرزندش دعا میکنیم که اللهم عجل لولیک الفرج

تیتان

یک چند سالی است که سر به هوا شدیم و از بد حادثه به نجوم گرفتار

محتوای بیشتر در این بخش: « شناخت جهان آلبوم عکس یادگاری »

نظر دادن

    کانون نجوم زاوش در یک نگاه

      باشگاه نجوم کانون علوم در فرهنگسرای بهمن از سال 1379 با تشکیل کلاسهای آموزشی در دوره های مقدماتی و متوسطه برای گروههای سِنّی مختلف شروع به کار نمود. فعالیت رشته نجوم از همان سال 1379 به دبیری آقای مهندس عتیقی شروع شد و از ابتدای نیمه دوم سال 1381 با فراخوانی دوباره اعضاء، باشگاه شکل گرفت و از اواخر سال 1381 با نام «باشگاه نجوم زاوُش» رسمیت بیشتری یافت، و بیش ازگذشته با جدیت تمام به برنامه های نجومی پرداخت. چنانچه تا کنون 23 نشست علمی در زمینه های مختلف علم نجوم برگزارکرده است.   از سال  1384هم باشگاه نجوم به دبیری بنده مرحله جدیدی را شروع کرده است. و اکنون یکی ازفعالترین باشگاههاست. اما در این بین با برگزیدن اهدافی  بر آنست که روح جستجوگری در افرادعلاقه مند به نجوم اغناء شود و مسیر زندگی عادی تنوع بیشتری یابد.  

    دبیر کانون نجوم زاوش

    علیرضا ولیاری

    فعالیت های کانون

    از جمله خدماتی که در کانون نجوم زاوش ارائه می گردد،می توان به جلسات هفتگی اشاره نمود که روز یکشنبه هر هفته برگزارمیگردد. و برگزاری نشستهای علمی رصد رویدادهای نجومی "کسوف،گذر سیارات..." اجرای شب های رصدی برگزارنمودن شامگاه های رصدی رصد هلالهای ماه های قمری بر روی برج نجومی و...   

    علیرضا  ولی یاری

    yon.ir/zavosh